دستهبندی: کتاب و رمان
برچسبها :
کتاب پردیس .
در حال بارگزاری...







📚کتاب خاطرات ملکه ثریا
✍🏻نوشته ثریا اسفندیاری
🔹 ترجمه موسی مجیدی
🔸جلد شومیز
اوائل بهار بود و چند روزی از طلاقم از شاه ایران گذشته بود. آن زمان در شهرکلن آلمان غربی پیش پدر و مادرم زندگی میکردم. بعد از مدتها گوشهگیری و خانهنشینی، تصمیم گرفتم از منزل خارج شوم و کمیخرید کنم. بنابراین لباس سادهای پوشیدم تا توجه کسی را جلب نکنم و شناخته نشوم. همانطور که داشتم در خیابان مرکزی شهر گردش میکردم ناگهان متوجه شدم راه رفتن معمولی را به کلی فراموش کردهام. پشت سر هم به رهگذران تنه میزدم و مجبور میشدم از آنها معذرت خواهی کنم. پاهایم سالم بود. چشمهایم نقصی نداشت. اما هفت سال ملکه بودن باعث شده بود مهارتهای معمولی عبور از میان جمعیت را نیز از دست بدهم.